تبليغاتX
هزار بوسه ی آبدار خدا



امید صباغ نو، دوست عزیز و شاعرم مطلبی رو در وبلاگ شخصی خودش منتشر کرده که با توجه به حساسیت موضوع من هم مطرح میکنم. البته چندباری هم از من خواسته شد که تا چاپ کتابم شعرهامو در وبلاگم نذارم که گوش نکردم!!! البته تا آخر تابستون کتابم چاپ میشه. از همین جا از همه دوستان گلم عذرخواهی میکنم. و اما نوشته امید :

 " به خدا بی شرمی محض است که بخواهی اشعار دیگران را به نام خودت چاپ کنی و آنوقت با بلاهت و وقاحت هرچه تمام تر، نام کتابت را از یکی از رباعی های من برداری که دو سال پیش هم در سایتها درج شده و هم این که به صورت اس ام اسی حداقل بین ۳۰۰ شاعر دست به دست شده است. در کتاب ایشان که من نام «مجموعه شعر شاعران معاصر!» نامگذاری کرده ام، علاوه بر این که سه تا از تابلو ترین شعرهای مرا چاپ کرده اند، شعرهایی نظیر تهران اثر محمد رضا حاج رستم بیگلوی عزیز که در حقیقت شناسنامه ی محمد رضاست، همچنین شعرهایی از بهروز باغبان عزیز و چند نفر دیگر هم به چشم میخورد.یک کاری می کنند آدم رغبت نکند در وبلاگش شعر بگذارد.یا این که فقط شعرهای تکراری و مربوط به کتاب را بگذارد.آخر کدام آدم عاقل و بالغی می آید شعر چند شاعر را ، آن هم تابلو ترین شعرها را بردارد و در کتابش چاپ کند؟ جناب وحید خان پهلوان!!! واقعا کارت به دور از شخصیت و انسانیت است. مطمئن باش از طریق قانون هم به حضور شریفت خواهیم رسید. شعر "یک هفته هست توی خودم تاب می خورم" که یکی از غزل مثنوی های تابلوی من است و فایل صوتی آن هم بارها و بارها توسط سایت های مختلف منتشر شده است جزو شعرهای کتاب آقای وحید پهلوان با عنوان "تا آمدن تو عشقبازی تعطیل" که حتی اسم انتخاب شده هم از رباعی من برداشته شده است! می باشد.از همین تریبون کتاب چاپ شده توسط ایشان را معرفی می کنم و تقاضا دارم دوستان دیگری هم که اشعارشان را در این کتاب می بینند مرا بی خبر نگذارند.چرا که سرقت ادبی سرقت روح و دل آدم است و جرمش بیشتر از انواع دیگر سرقتهاست. برایتان آرزوی موفقیت دارم و قول میدهم در اسرع وقت با شعری به روز شوم.البته اگر سارقان محترم مجال بدهند! "

از همه دوستان مجددا عذر میخوام و امیدوارم شعری از من در این کتاب کذایی چاپ نشده باشه. تا چاپ کتابم... بدرود

پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | |

 

 

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

 

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم

محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

 

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود

دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

 

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد

پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

 

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی

کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت

 

یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 | |

 


کلیه اشعار این وبلاگ متعلق به محمود اعظمی است و در سایت رسمی شاعران جوان ایران به ثبت می رسد.